جمعه 27 مهر 1397.
امروز
الجمعة 9 صفر 1440.
قمری:
Oct 19 2018.
میلادی:

داستان ها و حکایت های نماز – بخش اول

داستان ها و حکایت های نماز – بخش اول


پیامبر اکرم (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) و نماز

​ در حال نماز صدای دیگ جوشان از سینه آن حضرت شنیده می شد و یکی از همسران آن حضرت می گوید که پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) با ما سخن می گفت و ما با او سخن می گفتیم ولی آنگاه که برای نماز حاضر می شد چنان بود که گوئی اصلا ما او را نمی شناسیم و او هم ما را نمی شناسد.


نماز در هر منزل

​ رسول خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) از هیچ منزلی کوچ نکرد مگر آنکه در آن دو رکعت نماز خواند و فرمود: تا این محل روز قیامت بر نماز خواندن من گواهی دهد.


نماز و به مشقت انداختن

​ پیغمبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در حال نماز روی انگشتان پای خود می ایستاد خداوند متعال در قرآن فرمود: ای پیغمبر طیب و طاهر ما قرآن را نفرستادیم که تو خود را به مشقت افکنی و حضرت امام زین العابدین (عليه السلام) فرمود که جد بزرگوارم رسول خدا با اینکه خدا گناهان گذشته و آینده او را آمرزیده بود با این حال از اجتهاد و کوشش باز نایستاد و به عبادت مشغول بود تا اینکه ساق مبارکش ورم کرد.


نماز و شکرگزاری

عطاء بن ریاح گوید: «روزی نزد عایشه رفتم پرسیدم: شگفت انگیزترین چیزی که در عمرت از پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) دیدی چه بود؟»

او گفت: کارهای پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) همه اش شگفت انگیز بود ولی از همه عجیب تر اینکه شبی از شبها که پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) در خانه من بود به استراحت پرداخت هنوز آرام نگرفته بود از جا برخاست و لباس پوشید و وضو گرفت و به نماز ایستاد و آنقدر در حال نماز و در جذبه خاص الهی اشک ریخت که جلو لباسش از اشک چشمش تر شد.

سپس سر به سجده نهاد و چندان گریست که زمین از اشک چشمش تر شد و همچنان تا طلوع صبح منقلب و گریان بود!

هنگامی که بلال او را به نماز خواند پیامبر (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) را گریان دید عرض کرد چرا چنین گریانید شما که مشمول لطف خدا هستید.

فرمود: آیا نباید بنده شکرگزار خدا باشم. چرا نگریم خداوند در شبی که گذشت آیات تکان دهنده ای بر من نازل کرده است و سپس شروع به خواندن آیات سوره آل عمران (191 - 192) نمود و در پایان فرمود: وای به حال کسی که آنها را بخواند و در آنها نیاندیشد.

در روایتی از حضرت علی (عليه السلام) نقل شده که پیامبر خدا (صلّى اللّه عليه و آله و سلّم) هرگاه برای نماز شب بر می خواست نخست مسواک می کرد و سپس نظری به آسمان می افکند و این آیات را زمزمه می نمود.


امام علی (عليه السلام) در حال نماز

​ هر وقت هنگام نماز امیرالمومنین (عليه السلام) حال اضطراب و تزلزل پیدا می کرد عرض می کردند شما را چه می شود که اینقدر ناراحتید می فرمود وقت دادن امانتی که خداوند بر آسمان و زمین عرضه داشت و آنها از قبول آن اباء نمودند و از پذیرفتن آن ترسیدند رسیده است و همچنین آمده است که وقتی آن حضرت وضو می گرفت رنگ چهره اش از ترس خدا تغییر می کرد.


نماز و حضور قلب

حضرت علی (عليه السلام) در نماز چنان غرق توجه به خدا می شد که از هر چیز دیگر غیر از خدا غافل می شد در جنگ صفین تیری بر ران مقدسش وارد شد هرچه کردند در موقع عادی خارج نمایند نتوانستند از شدت درد و ناراحتی آن جناب.

خدمت امام حسن (عليه السلام) جریان را عرض کردند فرمود صبر کنید تا پدرم به نماز بایستد زیرا در آن حال چنان از خود بیخود می شود که به هیچ چیز متوجه نمی گردد به دستور حضرت مجتبی (عليه السلام) در آن حال تیر را خارج کردند بعد از نماز علی (عليه السلام) متوجه شد خون از پای مقدشس جاریست پرسید چه شد عرض کردند تیر را در حال نماز از پای شما بیرون کشیدیم.


عابدترین امت اسلام

​ حسن بصری (زاهد معروف) می گوید: در امت اسلام هیچکس عابدتر از فاطمه (علیها سلام) نبود. آنقدر به عبادت ایستاد که پاهایش ورم کرد ملامحسن فیض می نویسد: حضرت زهرا (علیها سلام) هنگام نماز از خوف خدا نفسش به شماره می افتاد.


منبع: داستان ها وحکایت های نماز

گردآورنده: رحیم کارگر محمدیاری


آداب صحیح خواندن نماز
داستانهای شنیدنی از نماز

پست های مرتبط

 

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

درباره وبلاگ اذانگو

وبلاگ اذانگو به عنوان بخشی از فعالیت های در راستای تحقق شعار "پخش اتوماتیک اذان در هر نقطه از ایران و جهان" سایت اذانگو بوجود آمده است. و علاوه بر مطالب اختصاصی اذان، نماز و اوقات شرعی به مطالب مذهبی و فرهنگی مرتبط نیز می پردازد. این وبلاگ قصد دارد با همکاری تمامی علاقمندان در جهت هر چه پربارتر شدن محتوی و همچنین تحقق شعار یادشده تلاش نماید.