پرتویی از اسرار نماز(2):

پرتویی از اسرار نماز(2):


استقبال از نماز:


مقدمات نماز:

مقصود از مقدمات،چیزهایی است که انجام یا تهیه آنها قبل از نماز لازم است،اموری است که به آنها می پردازیم:


طهارت:

​نمازگزار، بايد براي انجام اين عبادت ، كسب طهارت كند، گاهي با وضو يا غسل ، و در شرايطي هم تيمم مي كند. وضو جزء ايمان است و به تعبير امام باقر عليه السلام نماز بدون وضو، نماز نيست :" لاصلاة إلا بطهور " و در برخي روايات ، از وضو به عنوان كليد ايمان و نصف ايمان تعبير شده است . 

امام رضا عليه السلام بيان جالبي درباره وضو دارد و مي فرمايد: 

1.    " لاِنْ یَکُونَ الْعَبْدُ طاهِراً اِذا قامَ بَیْنَ یَدَیِ الْجَبّارِعِنْدَ مُناجاتِهِ "

وضو، يك ادب در برابر خداست تا بنده ، هنگام نماز، وقتي در برابر خداوند مي ايستد پاك باشد.

2.    " نَقِياً مِنَ الْأَدْنَاسِ وَ النَّجَاسَةِ " 

از آلودگي ها وپليدي ، پاكيزه باشد. 

3.    " مَعَ ما فیهِ مِنْ ذِهابِ الكَسَلِ وَ طَرْدِ الْنُّعاسِ " 

به علاوه ، در وضو، از بين رفتن كسالت و طرد خواب آلودگي (و ايجاد نشاط) است .

4.    " وَ تَزْكِیَةِ الْفُؤادِ لِلْقیِامِ بِیْنَ یَدَىِ الجَبّار " 

و دل و روح را آماده ايستادن در برابر پروردگار مي سازد. 

امام در اين حديث شريف ، به همه ابعاد جسمي و روحي وضو، يعني نظافت و پاكي و آمادگي روح و كسب نشاط عبادت و پديد آوردن زمينه معنوي عبادت اشاره فرموده است . مرحوم فيض كاشاني مي گويد: يكباره برخاستن از ماديت و كوچ به معنويت مشكل است ، ولي وضو گرفتن ، انسان را كم كم آماده مي سازد.


وضو در هر حال:

​نورانيت و صفاي باطني كه در سايه وضو پديد مي آيد، بسيار ارزشمند است . از اين رو، در روايات ، تاءكيد شده كه انسان همواره با وضو باشد، وضو به نور تشبيه شده و خوابيدن با وضو همچون احياء و شب زنده داري به حساب آمده است . 

براي دعا، تلاوت قرآن ، زيارت و بسياري از كارهاي نيك و عبادي ، سفارش به داشتن وضو شده است . بدون وضو، دست زدن به آيات قرآن و نام هاي خدا و پيامبر و ائمه عليهم السلام ممنوع است . 

حتي اگر نام خدا به صورت هاي مختلف و آرم نهادها و مؤ سسات درآيد، (مثل آرم جمهوري اسلامي ) همين حكم را دارد. وضو، بمنزله اجازه ورود به حضور پروردگار است و براي قسمت هاي مختلف آن هم دعاهاي خاصي در كتب بيان شده است . 

مسائل وضو بسيار است كه در اين مجموعه نمي گنجد. ولي ناگفته نماند كه مصرف آب در وضو، اگر به حد اسراف برسد حرام است . 

رسولخدا صلي الله عليه و آله فرموده است : 

" الْوُضُوءُ بِمُدٍّ وَ الْغُسْلُ بِصَاعٍ، وَ سَيَأْتِي أَقْوَامٌ بَعْدِي يَسْتَقِلُّونَ ذَلِكَ فَأُولَئِكَ عَلَى خِلَافِ سُنَّتِي"

براي وضو ده سير آب و براي غسل ، سه كيلو آب كافي است . ولي افرادي در آينده مي آيند كه اين مقدار را كم مي شمارند و آب زياد مصرف خواهند كرد كه آنها بر خلاف راه من مي روند.

طهارت براي نماز، مراحلي دارد: 

1.     طهارت ظاهر از نجاسات و آلودگي ها.

2.    طهارت اعضا از گناهان و جرائم . 

3.    طهارت روح از مفاسد اخلاقي . 

آنگونه كه در دعاها مي خوانيم : 

" الهی طَهّر قلبی من الشرک " خدايا دلم را از شرك ، پاك ساز. 

وقتي در نماز، لازم باشد كه لباس و بدن از آلودگي ها پاك باشد، آيا لازم تر آن نيست كه دل و جان ، از كبر و ريا و حسد و كينه هم پاك باشد؟ وآيا دوگانگي ظاهر از باطن ، نوعي نفاق نيست؟


غسل:

گاهي براي كسب طهارت ، بايد غسل كرد. از جمله موارد آن جنابت است و بايد طبق دستوري كه مراجع تقليد در كتاب هاي توضيح المسائل خود بيان كرده اند، تمام بدن شستشو داده شود. بعضي احاديث مي رساند در جنابت ، همه اندام انسان تحريك مي شود، من تحت كل شعر... و شايد بهمين خاطر باشد كه در غسل بايد همه بدن شسته شود. شايد اين احاديث ، اشاره به فعاليت اعصاب سمپاتيك در هنگام جنابت باشد كه اين اعصاب در تمام بدن وجود دارد و فعاليت مي كند.


تيمم:

​وقتي آب براي وضو يا غسل نبود، يا وقت براي وضو و غسل كم بود، يا مصرف آب براي سلامتي انسان ضرر داشت ، يا قيمت آب ، در حد غير قابل تحملي گران بود، يا آب را براي آشاميدن و حفظ جان لازم داشتيم ، در اينگونه موارد بايد تيمم كرد. يعني طبق دستوري كه در رساله ها آمده ، دست ها را بر خاك پاك زد و بر پيشاني و پشت دست ها كشيد. آن هم خاكي كه پاك و بهداشتي باشد، نه از هر خاك آلوده اي ! در حديثي مي خوانيم كه حضرت علي عليه السلام از تيمم كردن بر خاك هاي كنار كوچه ها (كه معمولا آلوده است ) نهي فرمود.


لباس نمازگزار:

مرد نمازگزار، بايد عورت خود را بپوشاند و بهتر است از ناف تا زانو پوشيده باشد. اما زن نمازگزار بايد تمام بدن را (جز صورت و دست ها و پاها تا مچ ) بپوشاند. اين پوشش هم بايد با لباس پاك و حلال باشد. بهتر است كه لباس نمازگزار، سفيد و پاكيزه باشد و بوي خوش استعمال كند و با انگشتر عقيق به نماز بايستد و از لباس هاي سياه و چرك و تنگ يا لباس افراد لاابالي نسبت به امر پاكي و نجسي ، استفاده نكند. همچنين مكان وفرش وتختي كه روي آن نمازخوانده مي شود بايد حلال باشد. تصرف در ملك مرده اي كه خمس يا زكات بدهكار است ، حرام و نماز آن باطل است و اگر با پولي كه خمس و زكات آنرا نداده اند ملكي بخرند، تصرف در آن حرام و نماز در آنجا باطل است . مسائل مربوط به مكان و لباس ، فراوان است .

اين نكات ، علاوه بر جهت تعبد و روحيه تسليم در برابر فرمان خدا، جهات ديگري هم دارد كه به آنها اشاره مي شود: 

1.    مراعات ادب مقتضاي ادب در برابر خدا و ايستادن در آستان جلال و عظمت او، آنست كه نماز، با بهترين و پاك ترين لباس باشد و نمازگزار، از توجه و حضور قلب برخوردار بوده و از آراستگي ظاهر و باطن بهره مند باشد. حتي نماز خواندن در جلوي قبر پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله و امامان عليهم السلام گاهي بي ادبي و موجب بطلان نماز است . 

2.    مراعات حقوق ديگران برخي از اين شرايط، به رعايت حقوق ديگران مربوط مي شود. اينكه لباس و مكان نمازگزار، حلال و مباح باشد، براي رعايت حق حكومت اسلامي (در خمس ) و حق محرومان جامعه (در زكات ) و ساير مردم است . حتي نماز در كنار جاده ها و در خيابان ها اگر سبب مزاحمت براي عابران باشد، حرام است . آنچه معتبر است ، رضايت قلبي صاحبان حق است ، اگر در ظاهر بگويند راضي هستيم ولي بدانيم كه رضايت ندارند، نماز و تصرف ، باطل و حرام است . بر عكس اگر در ظاهر اظهار عدم رضايت كند ولي بدانيم كه قلبا راضي است ، نماز صحيح است. 

3.    رعايت اولويت ها در كنار شرايط اصلي ، يكسري نكات مستحب هم وجود دارد كه بيانگر توجه اسلام به اولويت هاست . مثلا گرچه در شرايط عادي و غير اضطراري ، مكان نمازگزار، بايد مباح ، بي حركت ، مسطح و پاك باشد، ولي نماز در بعضي جاها مورد تاءكيد بيشتر است ، مانند مسجد. 


قبله:

​نماز، رو به كعبه مقدس برگزار مي شود. جهتي كه به آن رو مي كنيم و به نيايش خداوند مي پردازيم ، قبله نام دارد. گرچه به هر سو كه بايستيم ، رو به خداست . ولي توجه به يك كانون مقدس مانند كعبه ، الهام بخش توحيد و يادآور خط توحيدي ابراهيم عليه السلام است . به علاوه ، وقتي دستور اين است كه نماز به طرف كعبه باشد، انجام آن لازم است ، وگرنه عبادت ما، فاقد روح تعبد و تسليم است . 

در آغاز اسلام ، سالها قبله مسلمانان ، بيت المقدس بود. رسولخدا صلي الله عليه و آله نمي خواست كعبه را كه به صورت بتخانه درآمده بود، قبله عبادت قرار دهد. ولي پس از هجرت ، شرايطي پيش آمد كه قبله مسلمانان از بيت المقدس به مسجدالحرام تغيير يافت . يكي از علل آن ، زخم زبان هايي بود كه يهوديان به مسلمين مي زدند و مي گفتند: شما خودتان قبله نداريد و بسوي قبله ما نماز مي خوانيد. رسولخدا صلي الله عليه و آله از اين وضع ، آشفته بود و انتظار گشايشي را از سوي خدا مي كشيد، كه آيات قرآن نازل شد و دستور آمد كه هر كجا هستيد، رو به مسجدالحرام بايستيد و نماز بخوانيد. 

آيات تغيير قبله ، در طول تاريخ به مسلمانان اين درس را مي دهد كه مستقل و آزاد باشند و زير بار منت ديگران ،حتي در مسائل عبادي هم نروند و شرافتمندانه زندگي كنند. دليل ديگرش آن بود كه يهوديان به مسلمانان نگويند كه شما خود قبله نداريد و بسوي قبله ما نماز مي خوانيد. اين نكته ، استقلال فرهنگي و شخصيت مستقل مسلمين را الهام مي بخشد. مسلمانان ، بايد در عبادت ، رو به كعبه كنند، حتي در كارهايي همچون خواب و خوراك خوبست به سمت قبله باشند. ذبح حيوانات بايد رو به قبله باشد، وگرنه گوشت آنها حرام مي شود. اين جهت گيري در همه امور به سوي كعبه توحيد، درس ايمان و ياد خدا به مسلمانان مي دهد تا همواره توجه به خانه محبوب و معبود داشته باشند و از غفلت به درآيند. بعلاوه ، اين سمت گيري به سوي كعبه ، نظم ووحدتي شگفت وزيبا مي آفريند وهمه مسلمانان ، در هرجاي دنيا كه باشند، وقت نماز به سوي آن كانون خدايي رومي كنند.

اگر كسي از فراز آسمانها به صفوف نمازگزاران كره زمين بنگرد، دايره هاي متعددي را مي بيند كه مركزيت همه آنها كعبه است و توحيد، نقطه تمركز فكر و دل و جان و صفوف مسلمين است . از رهگذر توجه به قبله ، علم هيئت و جغرافيا و جهت شناسي نيز در ميان مسلمانان رشد كرد. آري ... كعبه،یادگار مبارزات توحیدی ابراهیم و اسماعیل و محمد علیه السلام است.حضرت مهدی علیه السلام نیز در قیام جهانی خویش،به کعبع تکیه می کند و به اصلاح جهان می پردازد.این کعبه است که در نماز و نیایش،قبله یک مسلمان قرار می گیرد....


اذان:

​گفتن اذان و اقامه نيز از كارهاي پيش از نماز و زمينه ساز توجه بيشتر به خداوند در نماز است . اذان ، شعاري است سكوت شكن ، موزون ، كوتاه ، پر محتوا و سازنده ، كه در بر دارنده اساسي ترين پايه هاي اعتقادي و جهت گيري عملي مسلمان است . اذان ، اعلام موجوديت اسلام ، معرفي عقايد و اعمال مسلمانان و فرياد عليه معبودهاي خيالي است . اذان ، نشانه باز بودن فضاي تبليغات ، و اعلام مواضع فكري مسلمين به صورت روشن و صريح است . اين شعار توحيدي ، اولين جملاتي است كه در گوش نوزاد خوانده مي شود و نخستين درسهاي خدايي را به او منتقل مي سازد و براي بزرگان نيز، همواره عامل هشياري و بيداري از غفلت است . 

اذان ، تنها صدايي است كه به آسمانيان مي رسد. اذان ، صدايي است كه شيطان ها را به فرار و دلهره وامي دارد. سفارش شده كه در خانه ها، بخصوص هنگام بيماري ، اذان بگوئيد و بكوشيد كه با صداي زيبا باشد. 

در حديثي رسول خدا صلي الله عليه و آله فرموده است :

" سَيَأْتِي عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ يَتْرُكُونَ الأَذَانَ عَلَى ضُعَفَائِهِمْ " 

زماني خواهد آمد كه اذان را تحقير كرده و آنرا به افراد ناتوان مي سپرند. 

در حديث است : روز قيامت ، كه بيشتر مردم از خجالت سرافكنده اند، اذان گويان با سرافرازي تمام ، با قامتي برافراشته محشور مي شوند. قامت بلند آنان نشانه مقام رفيع است . مؤ ذن ، در اجر و پاداش ، با كساني كه بخاطر اذان او به نماز آيند، شريك است .


بلال:

​بلال حبشي ، مسلمان سياهپوستي بود كه رسولخدا صلي الله عليه و آله او را به مؤ ذني برگزيد. وقتي اذان از طريق وحي نازل شد، پيامبر، آنرا به بلال آموخت كه صداي رسايي داشت . اينكه آنحضرت ، او را به اذان گويي انتخاب كرد، براي ما درسهايي دارد، از جمله : 

1.    شخصيت و عظمت دادن به برده ها. چرا كه بلال برده اي بود كه سخنگوي اسلام و منادي امت شد. 

2.     شخصيت دادن به سياهپوست واينكه رنگ چهره ملاك نيست .

3.    تحقير متكبراني كه روزي بر بلال ، آقايي مي كردند و فخر مي فروختند و حتي او را مسخره مي كردند. 

4.    ايمان و تقوا و لياقت ، كمبودهاي ظاهري را جبران مي كند. بلال با آنكه بجاي شين ، سين تلفظ مي كرد، و اين نقص زباني را داشت ، ولي اسلام ، به كمال معنوي و زيبايي باطني او بيشتر بها داد.

بلال ، اولين كسي است كه در اسلام اذان گفت . او در آغاز بعثت پيامبر به وي ايمان آورد ودر راه ايمانش ، متحمل شديدترين شكنجه ها بر ريگزارهاي تفتيده حجاز شد و همچنان نداي احد، احد را بر زبان داشت . روز فتح مكه نيز، هنگام ظهر، به فرمان پيامبر بالاي كعبه رفت و اذان گفت و بت ها را فرو ريخت . بلال ، در جنگ هاي بدر، احد و خندق شركت داشت . 

بعد از رسول خدا صلي الله عليه و آله براي ديگران اذان نگفت . يكبار براي حضرت زهرا عليهاالسلام كه دلتنگ زمان پدر شده بود، اذان گفت ، آنگاه هم در نيمه اذان مردم و حضرت زهرا عليهاالسلام گريه سر دادند. اين برخورد بلال ، در اين مسير بود كه اذان را هم در راه حق و در روزگار پيشواي شايسته سر دهد. 

روزي عمر به بلال گفت : ابوبكر كه تو را خريد واز بردگي آزاد كرد، چرا براي نمازگزاران او اذان نمي گويي ؟ گفت : اگر براي رضاي خدا آزادم كرد كه طلبي ندارد، ولي اگر هدف ديگري داشته ، من حاضرم باز برده او باشم ولي هرگز براي كسي كه پيامبر، خلافت او را نگفته است ، اذان نگويم . بلال حاضر نبود حتي اذانش كه يك شعار ديني است ، در مسير تقويت نظامي باشد كه قبولش ندارد. 

بلال ، آن غلام حبشي در سايه ايمان ، به مقامي مي رسد كه سخنگوي نهضت رسول مي شود، و خزانه دار بيت المال . راستي ، اگر هنگام اذان ، دانشجويان سراسر اروپا و آمريكا و... اذان بگويند، مردم دنيا را به فكر وانمي دارند؟ در اينجا يادي از مرحوم شهيد نواب صفوي كنيم . كه به يارانش گفته بود هنگام ظهر و مغرب ، هر جا بوديد، با فرياد بلند، اذان بگوييد. همين اذان ها بود كه وحشتي در دل نظام طاغوت افكنده بود. اين ، گوشه اي از معناي آن حديث است كه مي فرمايد: با صداي اذان ، شيطان عصباني مي شود و مي گريزد. بي جهت نيست كه گلادستون (سياستمدار انگليسي ) در پارلمان گفته بود: تا نام محمد صلي الله عليه و آله بر فراز ماءذنه ها بلند است ، و تا كعبه بر پا و قرآن راهنماي مسلمانان است ، امكان ندارد پايه هاي سياست ما در سرزمين هاي اسلامي استوار و برقرار گردد. بخاطر محتواي غني و ابعاد سازنده اذان است كه دستور اكيد داده شده در مطلع نماز، اين شعار توحيدي خوانده شود.

​برگرفته از کتاب پرتویی از اسرار نماز،محسن قرائتی

التماس دعا

حقیقت نماز :
نگاهی گذرا بر زندگی حضرت معصومه سلام الله علیها:

Related Posts

 

نوشتن دیدگاه